محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
415
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
رطب مع آلو بايد خورد و اگر مزاج سرد يا فصل شتا باشد انجير خشك در ماء العسل پخته تناول نمايند و به دستور هر چه خورند موافقت مزاج لازم است . و لبلاب به آب و نمك پخته و با مُرّى و زيت مطيب ساخته نيكو ملينى است . و به دستور ، اصل بسفائج كه در شورباى مرغ يا در مرق سلق يا از مرق كرنب پخته باشند . و كذا ماء الكرنب و لباب قرطم با كشك شعير . و بدانند كه صمغ البطم بالخاصية مُجلى احشا به غير اذى و مُليّن طبع مشايخ است و شربتش يك جلوزه تا سه جلوزه است . و اگر لباب القرطم يك جزو و تين يابس ده جزو ، نرم كوفته ، با هم آميزند و به قدر جلوزهاى بخورند ، طبع نرم كند . و گذشت كه هر چه جهت تليين به كار برند قبل از طعام ، عمدهء معتدٌبه بايد كه باشد ، تا اثر او كما حقّه ظاهر شود ، چه ، بعد غذا ، عمل مليّنِ خفيف ، اصلا ظهور نمىكند . و كذا اگر غذا فورا عقب دوا خورده شود ، لاختلاط به و انكسار قوة منه . و ايضا حُقنه با دهن ايشان را نفع دارد ، زيرا كه با وجود استفراغ احشا را نرم مىكند . و بهترين ادهان زيت عذب است و اجتناب از حقنههاى حادّه لازم ، لئلا يجفف أمعاءهم . انتباه [ مراعات ملينات با توجه به وضع اجابت مشايخ ] هر گاه طبع مشائخ يك روز فراغت اجابت كند و يك روز نه ، اين را امر طبيعى ايشان بايد دانست و در صدد تليين نبايد شد و ليكن اگر زياده از يك روز قبض همى ماند ، تا يك روز ميان هم فراغت نمىآمده باشد ، از استعمال ملينات حاره نباشد ، اما در هفته يك بار نهايت دو بار كافى است هر روز نشايد به كار بست . افاده در دَلك و رياضت و تفتيح سده اما دلك مشائخ واجب است كه معتدل بود در كمّ و كيف ، تا تحليل و تسخين هر دو به اعتدال حاصل آيد . اما اعتدال در كمّ آن است كه زمانه استدلاك متوسط بود و اعتدال در كيف آن كه ماليدن نه به قوت بسيار باشد و نه به سستى تمام بلكه حسب تحمل مدلوك بود و هر عضو كه ضعيف و متألم باشد ، آن را مدلوك نسازند كه ضرر دارد . و اقسام دَلك در مبحث وى مذكور است . و نافعترين دَلك در حق مشائخ آن است كه با خرقهء خشنه ، يا دستهاى درشت باشد . و در منع نوائب علل اعضاى اينان ، دَلك را اثر تمام است . اما رياضت مر مشائخ را حسب اختلاف حالات ابدان ايشان و حسب علل معتاد اينان و حسب اعتياد اينها به رياضت ، مختلف مىباشد ، چه ، اگر ابدان ايشان در غايت اعتدال باشد ، رياضت معتدل مناسب بود و به دستور ، در مرطوبى تكثير و در مهزول تقليل بايد كرد . و كذا كسى كه معتاد به مرضى باشد مراعات آن در رياضت الزم است ، مثلا اگر در دِماغ ضعفى بود و امراض دماغيه عارض مىشده باشد ، رياضت به مشى و ركوب و جز آن كه متناول نصف اسفل بود بايد كرد ، نه بدانچه سر را در حركت آرد . و اگر آفت به جانب پاى بود ، رياضت فوقانيه بايد كرد ، چون رمى سهام و حجر و نزع قسى و رفع حجر و پنجه كردن . و اگر آفت در ناحيهء وسط بود چون در طحال و كبد و معده و امعا ، هر دو نوع رياضت كه فوقانى و تحتانى است نافع باشد ، به شرط ارتفاع مانع . اما اگر آفت در سينه باشد ، بجز رياضت سفلى نشايد . و اگر آفت در كليه و مثانه بود ، غير از رياضت فوقانى مناسب نيست . و شروع به رياضت ، بايد كه به تدريج باشد . و اين مبحث در محلى كه ذكر دلك و رياضت مستوفى بيان